کلام، از آغاز هستی نخستین تجلی آگاهی و نبض زندگی بود و قلم، نخستین پلی که اندیشه را به جهان مادی پیوند زد. آنجا که خداوند در قرآن کریم سوگند یاد میکند: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ»، فراتر از اشاره به ابزار مادی قلم، بر ماهیت معناساز نوشتار تأکید دارد؛ این مأموریت، فراتر از نوشتن است؛ این یعنی ثبت حقیقت، صیانت از دانش و معنابخشی به کلام. از این منظر، حرفه نویسندگی، در ذات خود، نوعی خدمت به فرآیند آگاهیبخشی و تکامل فکری انسان است.
امروزه، رسانهها نقشی فراتر از اطلاعرسانی، در تربیت نسلها و شکلدهی به جهانبینی انسانها ایفا میکنند. از آنجا که بخش بزرگی از زندگی روزمره ما در کنار این ابزارهای سرشار از داده و اطلاعات سپری میشود، رسانهها به تار و پود حیات ما تنیده شدهاند. این ابزارها، اعم از رسانههای دیداری، شنیداری و چندرسانهای، تمام ابعاد زندگی انسانها از تمام اقشار جامعه و در هر سطحی از آگاهی را پوشش میدهند. امواج این رسانهها حتی حریم امن روحی و فکری انسان را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. از این رو، رسانهها بزرگترین سهم را در انتقال میراث فرهنگی و فکری و در نتیجه، تعالی انسان دارند.
با این حال، در مسیر دستیابی به این تعالی، با آزمونی بزرگ مواجه هستیم که نیازمند دقت و مراقبت است. چالش کنونی ما این است که اجازه ندهیم توجهات گذرا، جایگزین اعتبار و تخصص شود.
گاه با یک سوءبرداشت، امور نمایشی و بزرگنماییها به عنوان معیارهای ارزش شناخته میشوند و در جایگاه ارزشهای رسانهای قرار میگیرد. این روند که ریشه در تلاش برای پاسخگویی به نیازهای روز و پایداری اجتماعی دارد، ممکن است رسانهها را به سوی تمرکز بر هیجانات لحظهای و پیروی از سلیقههای عمومی سوق دهد و باعث شود که رسانهها از مسیر اصلی خود، که آموزش و آگاهیبخشی است، فاصله گرفته و تنها به دنبال هیجان در مخاطب باشند ؛ در چنین شرایطی، باید به یاد داشته باشیم که امانتداری در بیان حقیقت، ارزشمندتر از جلب توجههای ناپایدار است.
مسئله حیاتی دیگر، احترام به «میراث فکری» و رعایت «مالکیت معنوی» است. قلم، ابزاری برای خلق کردن است، نه برای تقلید و بازتولید بدون خلاقیت و نوآوری. هر نویسنده و فعال رسانه، با تلاش و تأمل ذهنی خود، دنیایی از معنا میآفریند. عدم رعایت حقوق معنوی روزنامه نگاران و بازنوشتن مطالب دیگران و نقض مالکیت فکری، علاوه بر اینکه زخمی بر پیکره فرهنگ و هنر وارد می آورد، خسارتی جبرانناپذیر به زندگی و کسب وکار نویسندگان و روزنامهنگاران تحمیل میکند.
لذا احترام به حق نویسنده، در واقع احترام به خود «اندیشه» و نشانه بلوغ فرهنگی یک جامعه است. احترام به حقوق مالکیت معنوی، سنگ بنای اخلاق در حرفه نویسندگی و روزنامهنگاری است.
حقیقت این است که هر اثر، تجلی تجربه و نگاه منحصربه فرد نویسندهای است که برای آن وقت و جان صرف کرده است.
قلم نباید به ابزاری برای کپیبرداری و بازتولید تقلید تبدیل شود. سرقت فکری، کپی برداری و استفاده از مطالب دیگران بدون ارجاع درست، به معنای نادیده گرفتن تلاشهای انسانی و آسیب رساندن به حریم اندیشه دیگران است. از این رو، پاسداشت حق نویسنده و رعایت دقیق منابع، نه تنها یک وظیفه حرفهای، بلکه نشانهای از شرافت فکری و بلوغ فرهنگی جامعه مدنی است.
بنابراین، رسانه در میان هیاهوی جنجال و جستجوی حقیقت، میان سطحینگری و اصالت، و در کشاکش منافع و مسئولیتهای انسانی، ناگزیر به انتخاب است. در اینجاست که روزنامهنگار باید اخلاق، وجدان و رسالت اصلی خود را به «داوری» فراخواند. وظیفه او علاوه بر بازتاب دادن واقعیتها، هدایت جامعه به سوی آرمانها، با تکیه بر نور حقیقت و شکوه قلم است.
روزنامهنگاری نوین، عرصهای است که در آن رویکرد علمی، ژرفای فرهنگی و توانایی تولید محتوای اثرگذار، ارکان سهگانه حرفهای را تشکیل میدهند. روزنامهنگار معاصر، علاوه بر پیگیری و انتشار حقیقت، باید قادر به تحلیل علمی رویدادها، درک لایههای عمیق فرهنگی جامعه و ارائه محتوایی باشد که هم مستند و دقیق، و هم برای مخاطب جذاب و روشنگر است.
تولید محتوای باکیفیت، مستلزم پژوهشی عمیق، بهکارگیری روشهای علمی در گردآوری و تحلیل اطلاعات، و درکی صحیح از بافت فرهنگی جامعه است. در این میان، اهالی رسانه وظیفه دارند در انتقال خبر و نشر مطالب، همواره به حقوق مادی و معنوی نویسندگان و صاحبان اثر توجه کامل داشته باشند.
در عصر دیجیتال، روزنامهنگاری علمی- فرهنگی، با اتکا به تولید محتوای غنی و مسئولانه، نقشی حیاتی در ارتقای دانش عمومی، تقویت هویت فرهنگی و هدایت جامعه به سوی آیندهای آگاهانهتر ایفا میکند.
درود بر قلمهایی که با مسئولیتپذیری مینویسند و با اخلاق محوری، مسیر آگاهی جامعه را هموار می کنند.
* شهرام شیرکوند ، نویسنده برگزیده با کسب 36 رتبه برتر در جشنواره های بین المللی، ملی و تخصصی مطبوعات و خبرگزاری های کشور
